تبليغاتX
استاد فتاح

استاد فتاح

نامه حافظان ايليا به يكي از سركردگان پنهان دايره مذاهب

آقاي مصباح يزدي

مدتها از خود سئوال ميكرديم كه سركردگان پنهان دايره مذاهب،اين نهاد خودسر امنيتي كه مسئول برخورد با استاد ايليا (پيمان فتاحي) و جمعيت ال ياسين است چه كساني هستند. مدت زيادي نگذشت كه از گوشه و كنار اخباري از دخالت هاي پشت پرده شما درباره پرونده استاد ايليا شنيديم اما به دليل اينكه از استاد خود آموخته ايم كه زود قضاوت نكنيم، حتي آنها را اعلام نكرديم.  اما هر قدر از برخوردهاي غير انساني با استاد ايليا ميگذشت مصداقها و نكاتي كه افشا كننده نام شما در پس پرده اين پرونده و ديگر پرونده هاي امنيتي دايره مذاهب و طالبان مذهبي ايران بيشتر و قويتر شد. امروز ديگر درباره اينكه شما يكي از سركردگان پشت پرده دايره مذاهب و مسئول بسياري از حركت هاي ضد بشري كه تاكنون در ايران انجام شده هستيد، شكي باقي نمانده و دخالت شما در اين پرونده از چند طريق اثبات شده است.

اين هم برايمان خيلي عجيب بود كه شما كه ظاهرا مرد علم و دانش و دين هستيد (!) دستتان در امور كثيفي مانند شكنجه‌ها، اعدامهاي خاموش، ترورها، محكوميت‌هاي غيرعادلانه، دروغ پراكني‌ها و شايعه‌سازيها و جعل اخبار و... ديده ميشود. اما بعد فهميديم كه پنهان ماندن خود و جلو انداختن ديگران را مدتهاست كه بعنوان استراتژي‌تان انتخاب كرده ايد. از اين گذشته چه  ضرورتي دارد كه خودتان را جلو بيندازيد در حالي كه مريد دست بوس شما اقاي احمدي نژاد و ديگر همكارانتان مانند جناب قاضي مرتضوي نظرات شما را اجرا ميكنند.

گزافه نيست اگر بگويم نظرات شما كه از طريق افرادي مانند مريد دست بوس شما دكتر احمدي نژاد بر اين كشور تحميل ميشود آبروي جمهوري اسلامي ايران را در جهان برده و به راستي هيچ طرح براندازي نميتوانست براي سرنگون كردن جمهوري اسلامي اينقدر موثر باشد.

امروز ديگر افشا نكردن نام و هويت شما هيچ توجيحي ندارد و چه بسا خيانت به حقيقت و اسلام و ايران باشد.  زمان افشاي شما فرارسيده و تمامي مردم ايران بايد شما را بشناسند و با چهره واقعي شما كه آن را در پشت عنوان «آيت ا...» پنهان كرده ايد آشنا شوند.

شما دشمني را با استاد ايليا و جمعيت الياسين به آخرين حد خود رسانده ايد، ميدانيم كه دستور شكنجه هاي استاد ايليا را شما به آقاي احمدي نژاد داده ايد و او هم برادر خود را بر نظارت بر اين شكنجه ها گمارده است. هر گونه ظلم و تعدي و حيله و نيرنگ در چنته داشتيد براي خاموش كردن صداي استاد ايليا و شاگردان او بكار برديد اما به لطف خدايي كه با ماست تاكنون در برابر هر ضربه اي كه زده ايد واكنشي مناسب و درخور را به شما و ايادي شما در دايره مذاهب نشان داده ايم.

آقاي مصباح يزدي،

با اينكه دست شما بوضوح در اين پرونده ديده ميشود، اما اين نخستين باريست كه از شما مستقيما نام ميبريم. اين را هم بدانيد كه اين روش ماست كه تا هشدار ندهيم حجت را تمام شده در نظر نميگيريم و دست به اقدام نميزنيم. بنابراين اين را يك هشدار بدانيد.

بدانيد كه روش ما در دفاع از استاد ايليا روش آينه‌اي و انعكاسي است و هر ضربه اي را با ضربه اي شديدتر از همان نوع پاسخ ميدهيم.

پس خدا نكند كه شاهد پخش عكس يا فيلم مونتاژي از ايليا باشيم.

خدا نكند كه شاهد تمسخر يا تحقير او در رسانه ها باشيم.

خدا نكند كه ببينيم از ايشان چهره اي نامناسب ترسيم شده.

خدا نكند كه شاهد توهين به ايشان باشيم.

خدا نكند...

 ...عاقل را اشارتي كافيست

+ نوشته شده در  ساعت 15:56  توسط آسمان آبی  | 

مصاحبه محمد اولیایی فرد، وکیل آقای پیمان فتاحی با شبکه صدای آمریکا

 در تاریخ ۲۸ اردیبهشت ماه:

آقای محمد اولیایی فرد در ارتباط با آخرین وضعیت پرونده آقای پیمان فتاحی و هم چنین وضعیت وخیم جسمانی ایشان طی مصاحبه ای با شبکه VOA  اعلام کرد:

با توجه به اینکه من تمام مباحث مربوط به پرونده آقای فتاحی را دنبال کردم، اعتراض اصلی ما در چندین مورد هست. یکی دستگیری ایشان است. ایشان هیچ جرمی مرتکب نشده و طبق موازین حقوقی هیچ جرمی را نمی توان به ایشان منتسب کرد. اما حالا که ایشان دستگیر شده اند چرا سلول انفرادی؟

 6 ماه که در سال 86 در سلول انفرادی بودند و 4 ماه هم تاکنون در انفرادی بوده اند و (طبق رای مسؤولین پرونده) 2 ماه دیگر قرار بازداشت وی تمدید شده است. که در مجموع 6 ماه است. ظاهرا ایشان دارند رکوردار سلول انفرادی نیز می‌شوند با مجموعا یک سال سلول انفرادی.

و بعد چرا به ایشان فشارهای روحی، روانی و بعضا فیزیکی وارد می شود؟

می توانند از ایشان تحقیقاتی بکنند و اگر می دانند وی مجرم است، دلایلشان را ارئه دهند. این مسائل برای ما ناراحت کننده است.

از سوی دیگر وضعیت جسمانی آقای فتاحی و وخامت حال ایشان و خونریزی های پی در پی و اخیرا با توجه به اینکه در سلول انفرادی در طبقه زیرهم کف (زیر زمین) با عدم امکان هواخوری، محبوس بودند برای ایشان مشکلات ریوی و تنفسی بوجود آمده است که این مساله را هم خود ایشان به مقامات اعلام کرده است.

مساله دیگر صدور قرار بازداشت و تمدید آن است که غیرقانونی است. بر اساس قانون باید این قرار بازداشت به ایشان ابلاغ شود تا بتواند اعتراض کند اما صدور قرار بازداشت موقت بدون ابلاغ به وی تمدید شده است. این از بدیهی ترین اصول حقوقی است که قرار بازداشت موقت به متهم ابلاغ شود.

آقای اولیایی فرد ادامه داد: نکته مهم تر این است که از هم اکنون به ما اعلام می کنند که کیفرخواست ایشان حاضر است. در واقع قبل از اینکه تحقیقات تمام شود به بنده اعلام می‌شود که کیفرخواست ایشان آماده است. که البته ادامه سلول انفردای و بازداشت موقت نیز به این دلیل است که تا حالا دلیل محکمه پسندی برای محکومیت ایشان نداشته اند. حال دو ماه دیگر این بازداشت را تمدید کردند تا بلکه بتوانند در این دو ماه دلیلی پیدا کنند و اگر هم دلیلی پیدا نشد، با جمع آوری برخی مسائی کلی و شاکی خصوصی که مشخص نیست از کجا سر در آورده اند، بتوانند عنوانی کلی به ایشان بدهند.

بنابراین در این راستا بنده اعتراض شدید کردم و در لایحه ای تضمین سلامتی و جان موکلم را بر عهده مسؤول پرونده قرار دادم و بعد با توجه به اینکه وضعیت روحی و روانی خانواده ایشان و تاثیری که (این وضعیت) بر فرزند شیرخواره و بچه 4 ساله ایشان گذاشته بود و کارشکنی‌هایی در ملاقات انجام می شد، در نهایت ملاقات در فضایی نسبتا عادی و آرامی صورت گرفت.

من تقاضای تبدیل قرار کردم چون طبق ماده 134 آیین دادرسی کیفری، با توجه به وخامت حال موکلم این قرار بازداشت موقت چندان مناسب نیست.

از همه مهم تر اینکه ما به صراحت می گوییم که ما تقاضای تشکیل هیئت کارشناسی می کنیم. هیئت کارشناسی که در علوم قرآنی، علوم دینی و فلسفه و عرفان و حکمت مورد وثوق طرفین باشد و موکل را با قرار آزاد کنند چون ما واقعا اعتقاد داریم جرمی موکل من انجام نداده است.

در خاتمه من ابراز تاسف می کنم از اینکه در این مقاطع زمانی متاسفانه قضات تحقیق بیشتر موارد را به ضابطین دادگستری معول می کنند و به گزارشات آنها استناد می کنند. خصوصا در مورد مساله وزارت اطلاعات که در واقع دادیاران پرونده های امنیتی استناد می‌کنند به گزارشات مامورین امنیتی بدون آنکه خودشان در این زمینه تحقیقی بکنند.

فایل تصویری این مصاحبه از طریق لینک زیر قابل دسترسی است.

توضيح

حجم فايل

دريافت فايل

6.43

M

2.19

MB

VOA & Mr.Olyaei FArd

 

+ نوشته شده در  ساعت 18:53  توسط آسمان آبی  | 


بازداشت سه تن دیگر از زنان فعال جمعیت ال یاسین

بعد از ظهر روز گذشته، سه شنبه 29/11/87 سه تن دیگر از زنان جمعیت ال یاسین، به نام های خانم ها آرزو قنبری، ریحانه عبدالکریمی و هدی پرویزی توسط دایره مذاهب اطلاعات دستگیر و به زندان امنیتی 209 منتقل شدند. بر اساس اطلاعات بدست آمده، این اعضا در چندین پستخانه تهران، طی یک برنامه از پیش تعیین شده توسط ماموران امنیتی دستگیر شدند.

+ نوشته شده در  ساعت 11:12  توسط آسمان آبی  | 

خدا با اوست

در پي بالا گرفتن برخوردهاي خشونت آميز جلادان فرهنگي در يك سال گذشته با  استاد ايليا. ميم. رام الله (پیمان فتاحی) رهبر جمعيت ال ياسين، ايشان در ماه گذشته به تاريخ ۲۵/۱۰/۸۷  به همراه چندین تن از شاگردانشان، مجدداً دستگير شده تا قطعه ديگري از پازل سركوب و ترور القاعده مذهبي ايران کامل شود .

بر اساس گزارشات رسیده  استاد ایلیا (پیمان فتاحی) رهبر جوان  جمعیت ال یاسین – بزگترین n.g.o  فرهنگی خاورمیانه  چهارشنبه  25 دی ماه در پی یک احضار غیر رسمی به دایره ویژه مذاهب اطلاعات و بعد از یک یورش وحشیانه و  تفتیش منزل خصوصی ایشان توسط ماموران امنیتی، بدون حکم بازداشت دستگیر شدند. قابل ذکراست استاد ایلیا (پیمان فتاحی) برای اولین بار و بعد از سالها تهدید و فشار توسط يكي از نهادهاي مرموز امنيتي با عنوان اداره ضد اديان و فِرَق ، معروف به اداره ضد اديان در تاريخ 7/3/1386 دستگیر و به یکی از سلولهای ویژۀ زندان 209 اوین منتقل شد. وپس از گذراندن بیش از شش ماه انفرادی و شکنجه و تفتیش عقاید در زندان امنیتی 209، به دلیل وخامت حال جسمانی (خونریزی های مکرر از ناحیة گوش و بینی و بالا آوردن خون) که طبق صداهای ضبط شده از درون زندان ارتباط مستقیمی با شکنجه های ایشان داشته است، از زندان 209 آزاد شدند.  همزمان با دستگیری مجدد ایشان هم اکنون چندین تن از شاگردان ایشان  از جمله خانم نازی حسامی (شیوا) سردبیر سابق یکی از نشریات توقیف شده وابسته به جمعیت ال یاسین، نیز بدون حکم قضائی دستگیر و در حین بازداشت، مورد ضرب و شتم ماموران قرار گرفته اند. تعدادی دیگر از شاگردان ایشان نیز  احضار و تهدید به دستگیری شده اند . از وضعیت جسمانی ایشان و سایر اعضای دستگیر شده  هیچ اطلاعی در دست نیست.

گفته می شود این دستگیری ها در ادامه اقدامات  اخیر و خشونت آمیز القاعده فرهنگی(دايره مذاهب معروف به اِبا) و گروههای فشار، در رابطه با  روشنفکران و متفکران ایرانی  و مدافعان حقوق بشر همچون خانم عبادی در هفته های اخیر و در استانه انتخابات صورت گرفته  است.

 

+ نوشته شده در  ساعت 19:14  توسط آسمان آبی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

                                                                                                                                          
درود و سلام بر ملت ظلم ستیز و عدالت پیشه ایران
درود و سلام بر همه ملتهای عدالت خواه جهان
و درود و سلام همه مردم جهان بر حاکمان دادگستر


   استاد فتاح معروف به ایلیا « میم » بعد از سالها تهدید و فشار توسط یکی از نهادهای مرموز امنیتی با عنوان اداره ضد ادیان و فِرَق ، معروف به اداره ضد ادیان در تاریخ 7/3/1386 دستگیر و به یکی از سلولهای ویژۀ زندان 209 اوین منتقل شد . به گفته اداره ضد ادیان دستگیری ایلیا «میم» بنابر نظر و تصمیم تعدادی از شخصیتهای برجستۀ مذهبی صورت گرفت زیرا طی سالهای گذشته ، به دلیل مقاومت و حمایت گستردۀ طرفداران ،دستگاه امنیتی قادر به تصمیم گیری دربارۀ دستگیری ایشان نبود . اما بعد از شروع تهاجم رسانه ای که فلش پیکان آن از طریق اداره ضد ادیان و با واسطه هایی، در یک روزنامۀ افراطی ظاهر شد و بعد از اوج گرفتن این تهاجم روانی درزمستان سال 1385 ، بالاخره چند ماه بعد و به گفته اداره ضد ادیان، پس از تصمیم گیری در شورایی متشکل از برخی از عالی ترین مقامات مذهبی و روحانیون ، قرار بر این شد که استاد ایلیا «میم» در زمان مناسب و بدون اطلاع شاگردان و پیروان دستگیر شود . برخی از اتهامات گفته و ناگفتۀ  ایلیا ، عبارت بودند از بدعت گذاری در دین ، مسیحیت گرایی وتبلیغ مسیح . اشاعۀ پلورالیزم و تکثرگرایی معنوی ، توطئه بر علیه نظام اسلامی ، استحالۀ دینی ازطریق تلاش برای پیوند دین اسلام ، مسیحیت و یهود ، گسترش لیبرالیزم معنوی و اسلام آمریکایی و برخی اتهامات متعارف که در این گونه موارد مطرح می شود، مانند: توهین به مقدسات ، تبلیغ بر علیه نظام و اقدام بر علیه امنیت ملی از طریق راه اندازی تشکیلات سرّی و مخفیانه و فرقه سازی (ایلیائیسم).
   اما در واقع جرم او یک چیز است: مخالفت با اسلام خشونت طلب، مخالفت با دینداری خشن و القاعدۀ فرهنگی؛ همان القاعده ای که پلیدترین چهره را از اسلام و قرآن به جهان نشان داد، اشاعۀ آزادی معنوی و معنویت آزاد؛ مخالفت با قرائت دینی منجمد و جمود آور؛ و تفسیر قرآن با دیدگاهی متفاوت ؛ طی پنج ماه گذشته اخبار موثق زیادی از زندان دژخیمان فرهنگی که مسئولیت آن بعهدۀ اداره ضد ادیان است به گوشمان رسیده است. ایلیا در همۀ این ماهها تحت شدیدترین فشارهاو شکنجه های روحی و روانی برای انکار گذشته ، انکار حقایق و انکار کارهای بزرگی که طی پانزده سال گذشته توسط او و حرکت او به وجود آمده ، قرار دارد . به توصیۀ استاد پیروان او ماهها سکوت کردند و در خاموشی به تفکر و تأمل پرداختند تا بلکه مسئولین مربوطه، خود به القاعدۀ فرهنگی و طالبان مذهبی ایران پاسخ دهند؛ همان طالبانی که قتل های زنجیره ای و وقایع کوی دانشگاه را بوجود آوردند... اما ماهها گذشت و از واکنش مسئولین خبری نشد . این بی واکنشی به دلیل توجیهات جعلی و تحریفات و سندسازی ها و مونتاژهایی بود که اداره ضد ادیان بر علیه استاد و پیروان او تهیه کرده بودند و بصورت خبرنامه ها و بولتن های ویژه به مسئولین ارائه می دادند . بنابراین از امروز ما خود تصمیم گرفتیم تا متناسب با شرایط روز، به میدان بیاییم . بیش از چند ماه است که بزرگترین اندیشه های زندگی بخش و عصارۀ افکار و کلام بزرگان در مسلخ تفتیش گران عقیده و قصابان اندیشه و آزادی و معنویت است . و ما در پاسخ به همۀ این ظلم ها ازامروز تلاش می کنیم تا حقایق را فریادوار برای همۀ جهانیان آشکار کنیم .
  ایلیا «میم» از سن شانزده سالگی برآیند تحقیقات ،تفکرات و مشاهدات خود را در ارتباط با جنبه های باطن گرایی و علوم باطنی در قرآن و کلام خداوند و بنابراین تفسیر معناگرا و باطن محور از کلام خدا، در سطح محدودی از شاگردان عملاً آشکار نمود. این تعالیم عملی و نظری تا سالها بعد در همین سطح محدود جریان داشت تا اینکه در سن 23 سالگی اولین دورۀ عمومی سخنرانی های استاد ایلیا «میم» در تهران آغاز شد و با استقبال فوق العاده و گسترده مردم و بویژه جوانان ، دانشجویان و اصحاب قلم و فرهنگ و فکر ، مواجه گردید . استقبال از سخنرانی های استاد به حدی بود که بعد از مدت کوتاهی هیچ یک از سالنهای سخنرانی موجود در تهران گنجایش پذیرش همۀ حاضران را نداشت . به همین دلیل جلسات سخنرانی در زمانهای مختلف از طریق فیلم یا نوار صوتی تکرار می شد . طی سالهای بعد و به دلیل اعمال محدودیتهای همه جانبه و فشارهای مختلف اداره ضد ادیان ،جلسات سخنرانی کمتر برگزار می شد . هر چند روز حملۀ جدیدی از طرف القاعدۀ فرهنگی و طالبان مذهبی که پیوسته خواستار کنترل کامل حوزه های دین و فرهنگ برای انواع استفاده های ابزاری می باشند ، صورت می گرفت . تا اینکه در یکی از جلسات سخنرانی در استادیوم شهید شیرودی تهران ، برای اولین بار تهاجم فیزیکی و آشکاری بر علیه استاد انجام شد که به دلیل موضع گیری و دفاع قدرتمند مردم ، نقشۀ دستگیری استاد در این روز با شکست مواجه گردید . بعد از این اتفاق حجم تهاجم و موج ترور شخصیتی و اجتماعی استاد ایلیا «میم» شکل جدیدی به خود گرفت و با شدت بیشتری در خبرنامه های خشونت طلب و طالبانی ظاهر شد . طبق خبر رسمی خبرگزاری فارس ، چهار نهاد بزرگ امنیتی و فرهنگی مأمور برخورد با استاد ایلیا«میم»، طرفداران او و کلیه جریانهای معنوی شدند . ساخت برنامه های تلویزیونی و القاء پیام های انحرافی به مردم ، ساخت برنامه هایی نظیر میزگرد های فرهنگی و بررسی معنویت جدید ، انتشار اخبار دروغ در بارۀ استاد در رسانه ها، نسبتهایی مانند مسیحای جدید ، حلقۀ بعدی اشو راجنیش و کریشنا مورتی ، پیامبر غیرمذهبیان و بی دینان ، مبلغ  معنویت منهای شریعت، عامل امریکا و استکبار جهانی و مبلغ مبارزه منفی ، جادوگر قرن بیست و یکم ، ماهاتما ایلیا ،گاندی ثانی، لوترکینگ، دست نشاندۀ غرب ، ملحد، مرتد، بدعت گذار ، فاسد ، لیدر فرهنگی آمریکا ، شیاد و کلاهبردار ،مبلغ تنوع گرایی و کثرت گرایی معنوی ، دین جدیدی به نام ایلیا ئیزم ،مردی که زنها و مردها و کودکان و پیران را افسون می کند و دین شان را از آنها می گیرد؛ فاسد کنندۀ اسلام و الفاظ تحریک کنندۀ دیگر ،واژه هایی بودند که ظاهراً از طرف منابع مستقل اما در واقع از یک نهاد برآیندی که نمایندۀ چهار نهاد بزرگ فرهنگی و امنیتی به نام اختصاری ادارۀ  ادیان بود سرچشمه می گرفت . در همین زمان یکی از روزنامه های بسیار افراطی (احتمالاً‌ بدون اطلاع مدیر مسئول) طی چند نوشته در حملات بسیار تندی (از طرف عوامل اداره ضد ادیان) به استاد ایلیا سایر مسئولان قضایی و امنیتی را برای برخورد با استاد فراخوان کرد .در آخرین نوشته های این نشریه از تشکیل شعبه ای ویژه برای رسیدگی به این موضوع خبر داده شد و از مردم دعوت شد که برای هرگونه شکایت از استاد ایلیا «میم» به شعبۀ مربوطه مراجعه کنند اما بعد از گذشت ماهها ،از مراجعۀ شاکیان واقعی به دادگاه خبری نبود بنابراین پرونده بدون شاکی و طرح شکایت بسته شد . در همین زمان قرار شد جلسۀ سخنرانی استاد در استادیوم صدهزار نفری آزادی برگزار شود که با مخالفت قاطع نهادهای امنیتی مواجه گردید .برخورد با تعدادی از پیروان استاد و اخراج شاگردان استاد از ادارات دولتی و نیمه دولتی به تدریج آغاز شد. اکثر نشریاتی که توسط شاگردان نزدیک استاد و زیر نظر ایشان اداره می شدند یا توقیف شدند یا با مشکلات و محدودیتهای جدید روبرو شدند . نشریه هنر زندگی متعالی ،نشریه حرکت دهندگان ، نشریه هنرهای زیستن ،و نشریه علوم باطنی دریک چشم به هم زدن تعطیل شدند . جرم نشریات این بود: تحریریه ها و نویسندگان این نشریات از شاگردان ایلیا هستند و نشریات زیر نظر او فعالیت می کنند. دیگر نشریاتی هم که در ارتباط با استاد فعالیت داشتند با محدودیت های جدید و فوق العاده ای مواجه شدند. نشریاتی مانند تفکر متعالی، اخبار کودکانه و علم موفقیت و سایر موسسات انتشاراتی، فرهنگی و هنری نیز با محدودیتهای غیرمعمول روبرو شدند که عدم فعالیت آنها عملاً اجتناب ناپذیر می شد.
   کتاب تعالیم حق که جمع آوری قسمتهایی از سخنرانی های استاد در سن 23 سالگی (یازده سال پیش) بود به همراه کتابهای همسرشان (رویای راستین ،رویای راهستین، باغبان الهی و ...) از اکثر کتابفروشی ها جمع آوری و توقیف شد . بعضی از فروشندگان ازتهدیدات مأمورانی ناشناس برای فروش این کتابها سخن می گفتند و دیگر حاضر به فروش آن  نبودند .
   اکثر NGO هایی که توسط شاگردان استاد اداره می شدند ، NGO هایی در زمینه امور فرهنگی ، تفکری، هنری، تحقیقات، خیریه ،محیط زیست و غیره نیز با موانع لاینحل یا توقیف روبرو شدند . این روش نیز کارگر نشد و مدتی بعد، احضار علنی برخی از نزدیکان استاد به ادارۀ ادیان و تلاش برای اعتراف گرفتن بر علیه استاد شکل شتابنده ای به خود گرفت . برخی ازمنازل بدون ارائه هیچ مدرک و حکم قضایی، تفتیش شد تا شاید مدرکی بر علیه استاد فراهم شود . همۀ آثاری که به نحوی با تعالیم استاد ارتباط داشتند یا توسط شاگردان ایشان تألیف شده بودند ، با جواب منفی اداره ضد ادیان که اینک  در جایگاه وزارت ارشاد عمل می کرد، روبرو شدند.
   ظاهراً اداره ضد ادیان بهترین راه حل برخورد با این حقیقت را در بکارگیری ناجوانمردانه ترین و غیرانسانی ترین روش های ترور شخصیتی و تخریب همه جانبه چهره فردی و اجتماعی ایلیا کشف می کند. دروغ ترین، ناجوانمردانه ترین و سیاه ترین حقه ها در جهت تخریب شخصیت استاد و ترور روانی او در سطح پیروان، در اینترنت و دیگر رسانه ها قوی تر و پرحجم تر می شود. این روش، قدیمی ترین حقه منافقان بر علیه بزرگان، در طول تاریخ بوده است. در قرآن، تاریخ و کتب مقدس چنین نمونه هایی به وفور یافت می شود. و آنها بزرگترین مکر خویش را به کار بردند و مکر آنها نزد خدا (هیچ) است.
   تهمتهای دروغ و مشکوکی دربارۀ اشوراجنیش ،کریشنا مورتی ،سای بابا، دالایی لاما و گاندی در بعضی از محافل مطرح شد اما حلقۀ بعدی تهمتها با همان محتوا و همان مختصات ولی با شدتی بیشتر متوجه استاد ایلیا «میم» بود .
طی یک مقاله کشف می شد که مارتین لوترکینگ مسیحیت را با یک گرفتاری ابدی روبرو ساخت یا گاندی گذشته ای سیاه داشته و دارای افکاری التقاطی بوده است یا دالایی لاما عامل آمریکا برای مقابله با چین و گسترش معنویت چینی در جهان است بعد بصورت یک اشاره به منظور تردیدزایی در ذهن فردی به نام ایلیا در ایران اشاره می شد. انتشار این نوع متون در بعضی وبلاگ ها و سایتها زمینه سازی برای تهمتهای بعدی شمرده می شد. دراین موج او بعنوان فردی ضددین ،ضد آداب و سنن ،مدعی خدایی و کفر و مبلغ مبارزۀ منفی معرفی شد .
   مجموعه جوسازی ها، سم پاشی ها و تبلیغات سراسر دروغ اداره ضد ادیان و جعل ها و اغفالگری های آنان که خود را برآیند چهار نهاد بزرگ امنیتی و فرهنگی معرفی می کردند، باعث شد که جلادان فرهنگی و کماندوهای القاعده ای در تاریخ 7/3/1386 با یورش مغول وار به منزل استاد و به یغما بردن آثار ایشان،‌ او را در حالی که کودک دوساله اش را در آغوش داشت دستگیر کردند و مورد ضرب و شتم قرار دادند. بر او زنجیر زدند و او را به قصابخانه اندیشه ها و قتلگاه آزادی بردند.
   از همان روزاول از جانب استاد این پیام از 209 به گوش ما رسید :« برخوردی نکنید .در سکوت به تحلیل و تفکر بپردازید .» مدتی بعد ، چند تن دیگر ازشاگردان استاد به بهانه های مختلف دستگیر شدند . عنوان اولیۀ همۀ این اتهامات «توهین به مقدسات ،تبلیغ علیه نظام اسلامی و اقدام بر ضد امنیت ملی » بود و تنها قسمت دوم عناوین کمی با هم فرق می کرد . اخبار مربوط به شکنجه ها و فشارهای جسمی و روحی استاد روز به روز و ازطرق مختلف بیشتر و بیشتر به گوش می رسید . فشارهای فوق العاده و دور از باور برای ضبط فیلم اعترافات ساختگی و انکار حقایق ، تا به این وسیله حبس و اعدام شاگردان منتفی شود. خونریزی ها از ناحیه گوش و بینی ، ادرار خونی ، تزریقات مشکوک ، تهوع های رو به ازدیاد و استفراغ خونی، جزئی از گزارش های هر روزه ای بود که از طریق برخی از زندانیان امنیتی به بیرون از زندان راه می یافت. همچنین در این خبرها آمده بود که برخی از عالی ترین مقامات مذهبی خواستار ضبط فیلم و صدا از استاد شده اند و ماموران اداره ضد ادیان نیز در احضار شاگردان استاد بر این موضوع صحه می گذاشتند. مقارن با این اخبار در بیرون از زندان اوین بدترین و بی سابقه ترین تبلیغات منفی و ناجوانمردانه ترین روشهای تخریب شخصیت و ترور روانی از طرف  ادارۀ ادیان شدت گرفته بود. اقدام همزمان از طریق سایتهای اینترنتی ،وبلاگها و مطبوعات. محدودۀ تخریب دیگر فقط شامل استاد نبود .انواع دروغ ها و تهمت ها در قالب مسائل شخصی ، خصوصی و خانوادگی به استاد و بعضی از شاگردان و همسر وی روز به روز بیشتر می شد . انواع مسائل بسیار خصوصی، شخصی و خانوادگی افراد، طی احضار آنان به اداره ضد ادیان، طرح می شد. به احضارشدگان  اطلاعات متناقض و شتابزده ای داده می شد . مأموران احضارکننده خبر از حکم اعدام به دلیل داشتن اعتقادات غیراسلامی دادند . در جلسات احضار انواع نسبتهای دروغ به استاد داده می شد و از احضارشدگان درخواست می شد تا این مطالب را در سطح پیروان و در سطح جامعه مطرح کنند . آنها می گفتند که حتی در صورت آزادی موقت ، حکومت به استاد اجازۀ سخنرانی نمی دهد . او نباید بنویسد و یا با مردم حرف بزند ، حق ارتباط داشتن با شاگردانش را ندارد و حق خروج از کشور را هم نخواهد داشت . به تدریج تهدید بر افشای مسائل خانوادگی افراد، و یا تهدید به دستگیری و زندان، بعنوان اهرمی برای فشار آوردن به شاگردان استاد  جهت اعتراف سازی و سندسازی در راستای محکوم کردن ایلیا به امری عادی تبدیل شد. انگار قرار بود تهاجم از حیطه افراد به ترور شخصیتی خانواده ها هم سرایت کند غافل از آنکه پاسخ هر سلام، علیک است.
   ترور شخصیت استاد از طریق جاعلانه ترین و حقه بازانه ترین بولتن های ویژه برای برخی از مقامات که مخالف این برخورد بودند ، آخرین درها (نمایندگان مجلس، مقامات عالی قوه قضائیه و...) را نیز بروی شاگردان و پیروان استاد بست . اداره ضد ادیان طی یک اطلاع رسانی شتابزده و ناشی از وحشتِ آشکار شدن حقایق و بر ملا شدن خطاها و جرایم ماموران خود، از بعضی از مسئولین خواست با شاگردان استاد ملاقات نکنند. البته پیش از زندان و در زمان آزادی هم ، ملاقات با استاد گناهی بسیار بزرگتر شمرده می شد چون ممکن بود حتی افراد شاخص در سحر کلام و قدرت فهم و شعور  او قرار گیرند. در محافل مختلف امنیتی و فر هنگی استاد ایلیا«میم» بر اثر تبلیغات و تزریقات اداره ضد ادیان بعنوان خطرناک ترین و جنجالی ترین پدیدۀ اجتماعی معرفی می شد؛ کسی که به هر قیمتی باید بی اعتبار و بی آبرو شود تا نفوذ و جذابیت خود را برای مردم و جوانان از دست دهد. آنطورکه بعضی از مسئولین گفتند، استاد فردی بسیار خطرناک برای اسلام و نظام اسلامی معرفی شده بود با تهمتهای عجیب و متعدد.
   احضار شاگردان به اداره ضد ادیان شدت گرفت . در این احضارها (که در موقع لزوم گزارشات مکتوب آن منتشر خواهد شد) تلاش می شد که با استفاده از انواع روش های شستشوی مغزی ،جنگ روانی و ترور شخصیتی ،ارتباط و علاقۀ افراد نسبت به استاد قطع شود و چهره ای دروغین و جعلی از ایشان ارائه گردد . در همین زمان، حرکت دیگری در میان برخی از پیروان استاد شروع شد . حرکتی بامحور واکنش آینه ای به اداره ضد ادیان، به این ترتیب که هر کاری که با ما بکنید همان کار را با شما انجام می دهیم . مقابله به مثل با منافقان و ظالمان. بنابراین حرکتی در دفاع و حمایت همه جانبه از استاد ایلیا «میم» آغازشد که روز به روز در حال افزایش است . و نوشتن این متن کوتاه خود یکی از قدم های روشنگرانه و افشاگرانه بر علیه منافقان مسلمان نما و القاعدۀ فرهنگی است که بر عرصه های بسیاری از اندیشه و معنویت و فرهنگ سرزمین ما چنگ انداخته است .
  از چند ماه پیش اخباری از بخش ویژه 209 به گوش می رسد که استاد تحت انواعی از فشارها و شکنجه های جدید قرار دارد تا آنطور که گفته شده، به درخواست جمعی از عالی ترین مقامات مذهبی فیلمی از استاد تهیه شود که ایشان در آن به محکوم کردن خود بپردازد. ظاهراً این خود محکوم سازی بعنوان یکی از شرایط عدم برخورد شدید اداره ضد ادیان با پیروان و شاگردان استاد و جلوگیری از حبس سنگین و اعدام بعضی از نزدیکان ایشان ذکر شده است. تاکنون گزارش تائید شده ای از اجرای قطعی چنین طرح جنایتکارانه و ضد بشری به دست ما نرسیده است اما به دلیل انطباق آن با عملکرد بی رحم ترین و ضد انسانی ترین پلیس مخفی های تاریخ یعنی گشتاپو و در زمان امروز، شباهت آن به عملکرد تروریست های القاعده در عراق که هنر آنها در سر بریدن و شکنجه در جلوی دوربین است و مهم تر از همه اینکه چنین طرح هایی به نام اسلام و قرآن و حکومت اسلامی انجام می شود، در صورت تائید این گزارش که می تواند برای همه جهان تکان دهنده باشد، پیروان استاد انصراف خود را از هم دینی با القاعده فرهنگی و تفتیش گران اداره ضد ادیان رسماً و آشکارا اعلام خواهند کرد. در صورت ظلم و ستم و خفقان بیشتر و بسته شدن همۀ راهها ، ما مرگ را بر زندگی ذلت بار ترجیح داده و در اعتراض به این ظلم و ستم جنون آمیز...
   در تاریخ 11/6/86 قطعاتی از یک فیلم ساختگی به همراه اصل فیلم، بعنوان حرکتی افشاگرانه، از طرف یکی از دست اندکاران تهیه این فیلم به بیرون از محفل اداره ضد ادیان راه پیدا کرد که با واکنش متقابل بعضی از شاگردان روبرو بود . آنها نیز همین کار را با بعضی از افراد مورد احترام اداره ضد ادیان انجام دادند (که ذره ای منتشر شد و خروار آن هرگز انتشار نیافت) و به همین دلیل این موج عملیات جعل و مونتاژ هم عقیم ماند . در فیلم مونتاژ شده توسط اداره ضد ادیان، ایلیا می گوید «من قصد تصرف حکومت و تصاحب نظام اسلامی را داشته ام...» بعد فیلم قطع می شود و جمله ای دیگر . در حالیکه اصل این فیلم در دسترس اعضاء مرکزی ال یاسین قرار دارد که در صورت لزوم در سطح شبکه های ماهواره ای پخش می شود . جملۀ کامل در فیلم اصلی اینطور است :« شما از من می خواهید که بگویم من قصد تصرف حکومت و تصاحب نظام اسلامی را داشته ام . نیت من ... » جمله «شما از من می خواهید که بگویم» حذف شده و فقط قسمت دوم آن آمده است بنابراین نقل قول به اصل قول تبدیل شده.
   بعد از اطلاع اداره ادیان از وجود اصل این فیلم در خارج از زندان، بکارگیری حقۀ مونتاژ نیز که بسیار پیشرفته تر از محصول کار اراذل و اوباش تهیه شده بود ، موقتاً متوقف شد .
   در حال حاضر نزدیک به چهل اثر از استاد رام الله که برگردان سخنرانی های اوست توقیف شده است . تنها اثر منتشر شده مربوط به سخنرانی های 23 سالگی (مربوط به یازده سال پیش ) استاد می باشد (به زودی دیگر آثار استاد نیز منتشر خواهد شد). در کنار این آثار ،بیش از دویست پروژه تحقیقاتی که مستقیماً یا با واسطه توسط ایلیا «میم» برنامه ریزی و راهبرد شده است نیز در توقیف قصابان اندیشه و فرهنگ و معنویت قرار دارد .
   نویسندگان ،سخنرانان ،محققان و مدرسانی که همگی مستقیم یا غیرمستقیم توسط استاد آموزش دیده اند ،عملاً قادر به بروز توانمندی ها و قابلیتهای خویش نیستند زیرا اجازه برگزاری هیچ گونه جلسه ای به آنها داده نمی شود. صرفا‌ً به جرم‌آنکه این سخنرانان و مدرسان توسط استاد یا زیر نظر ایشان آموزش دیده اند و به هر شکل منتسب به او می باشند.
   ماموران و مسئولان اداره ضد ادیان مدتهاست که عدم مراجعه و مکاتبه با مسئولین و مراکز داخلی و خارجی را شرط آزادی فوری استاد ایلیا «میم» و بسته شدن کامل پرونده امنیتی وی اعلام کرده اند. علی رغم این درخواست موذیانه و مشکوک، امروز ما، جمعیت ال یاسین، بزرگترین جمعیت فرهنگی و معنوی ایران، خواسته مان از کلیه این مراجع، آن است که به ظلم ها، بی عدالتی ها، دروغ ها،‌ جعل ها، به تفتیش عقاید و اسارت معلم محبوب ما پایان دهند.

جمعی از شاگردان و دوستداران استاد ایلیا «میم» رام الله

+ نوشته شده در  ساعت 19:4  توسط آسمان آبی  | 

 

مینویسم :

براي قدرداني از آموخته‌هاي يك معلم بزرگ (۱)كه به من درس آشنايي با خداوند را آموخت.

 تعاليم ارزشمند اين معلم بزرگ براي من حكم آب حياتي است كه توانسته‌ام تنها جرعه‌اي از آن را بنوشم ولي نوشيدن جرعه‌اي از آن براي بيداري هر كسي كافي‌ست.

در مقام معلم همان بس كه حضرت رسول اكرم(ص) با آن عظمت الهي خويش، خود را تا آخر عمر بنده كسي مي‌داند كه كلامي به او آموخته باشد.

به حكم ديني كه بر گردن دارم و از روي عشقي كه از خداوند در دلم هست دلم مي‌خواهد آموخته‌هاي ايشان را در اختيار تمام دوستداران حق و حقيقت قرار دهم به اين اميد كه شايد من هم به اندازه دانه خردلي بتوانم در آشكاري جلال الهي سهم داشته باشم.

براي آشنايي بيشتر شما عزيزان، از زبان شاگردان ايشان متني را در وب خود گذاشتم تا معرفي بهتري از ايشان كرده باشم.

ايليا از نگاه شاگردان و دوستداران

او را استاد ميگوييم  زيرا ؛
 - استادانه نقشه زندگي متعالي را در ذهن و قلب مان حك كرده است. زندگي متعالي ، انديشه متعالي است، گفتار و كردار متعالي است. خداگرايي و خدا عاشقي است.
              استادانه پيله شرطي شدگي ها و قضاوتها و بدبيني ها  

را از هم دريد. او ما را از سرگشتگي بين عرفانهاي شرق و غرب رهانيد و به سوي اصل عرفان ناب، قرآن مجيد و اسلام ناب محمدي برگرداند وچه استادانه چنين كرد. عجبا كه حالا متهم به عكس آن ميشود! وقتي ابن زياد حرام زاده، امام حسين(ع) را دروغگوي دروغ زاده مينامد و يزيد هميشه ملعون را سرور خداگرايان و يا پيامبر اسلام را افسونگر ميخواندند، چه انتظاري است از حفظ حرمت شيعه آن ارواح پاك.
  او را استاد مي‌گوييم زيرا؛
- استادانه جهل و گمراهي و ريشه آن را و دروغ و پليدي را به ما نشان داد و ما را از آن برحذر كرد. اگر پيش از اين ميدانستيم دروغ كليد گناهان است اكنون ميفهميم چرا دروغ كليد گناهان است. او طعم درست زيستن را به ما چشاند و تشنه آن كرد.
استادانه استعدادهاي نهفته و خاك گرفته در كنج روح و ذهن مان را شكوفا كرد.  استادانه نهال عشق الهي را در دلمان آبياري كرد و دلسوزانه و عاشقانه آن را هرس كرد.
او رادوست داريم؛
 - زيرا قلبمان را از معرفت و عشق به خدا به لرزه انداخته است.
زيرا او توانسته به يادمان بياورد كه معشوق ازلي هميشه چشم انتظار نگاه ما بوده و هست.
زيرا او نگاه هاي عادت زده ما را از زمين به آسمان فراموش شده بازگرداند و چشم هايمان از نگاه منتظر خداي مان نمناك و باراني شد.
زيرا او رام و تسليم خداست و آغاز و پايان تعليمش همين است.
او را خالق فتاح ميگوييم ؛
- زيرا با ديدن او و شنيدن سخنانش ، افقي تازه در زندگي مان گشوده شده است. افقي طربناك و با طراوت از حس زندگي و زنده بودن در متن زندگي فارغ از روز مره گي ها و روزمرگي هاي مرسوم.
زيرا  اسلام ناب محمدي و شيعه جعفري، طريق تفكر و تعقل است  و او استادانه به ما تفكر را آموخت تا  مسايل مختلفي را كه درگيرشان بوده ايم، هستيم يا ميشويم را با قدرت تفكر و انديشه حل كنيم و قله ها و موانع راهمان را فتح كنيم.
به او وفاداريم زيرا؛
 - او بود كه وفاداري را به فهم ما درآورد. زيرا او تسليم و خدمتگزار خداست. زيرا او:

 معلم و استاد ماست و اندك حق معلم بر شاگردش وفاداري است.

۱)استاد ایلیا رام الله

+ نوشته شده در  ساعت 18:53  توسط آسمان آبی  |